متشکرم

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه

امروز دو چیز خیلی خوشحالم کرد...۱. اینکه فهمیدم دارم خاله میشم :)))۲. دیدن چهره اون عزیز وقتی سورپرایز شد...:)))چقد خوبه که دوستی داشته باشی که براش مثل ابجیش بودی و بخاطر یکی یدونه بودنش و تنها بودنش تمام لحظه های روز عروسیشو همراهش بودی و واقعا دوستش داری، بفهمی داره مادر میشه... و بفهمی یکبار نه که چندبار دیگه داری خاله میشی... اینقدر خوشحال بودم که یادم رفت بپرسم نی نی کوچولوی ما دختره یا پسر... از ذوق و خوشحالی تو خیابون لبخند میزدم... اگر کسی بهم
امروز دو چیز خیلی خوشحالم کرد...۱. اینکه فهمیدم دارم خاله میشم :)))۲. دیدن چهره اون عزیز وقتی سورپرایز شد...:)))چقد خوبه که دوستی داشته باشی که براش مثل ابجیش بودی و بخاطر یکی یدونه بودنش و تنها بودنش تمام لحظه های روز عروسیشو همراهش بودی و واقعا دوستش داری، بفهمی داره مادر میشه... و بفهمی یکبار نه که چندبار دیگه داری خاله میشی... اینقدر خوشحال بودم که یادم رفت بپرسم نی نی کوچولوی ما دختره یا پسر... از ذوق و خوشحالی تو خیابون لبخند میزدم... اگر کسی بهم
امروز دو چیز خیلی خوشحالم کرد...۱. اینکه فهمیدم دارم خاله میشم :)))۲. دیدن چهره اون عزیز وقتی سورپرایز شد...:)))چقد خوبه که دوستی داشته باشی که براش مثل ابجیش بودی و بخاطر یکی یدونه بودنش و تنها بودنش تمام لحظه های روز عروسیشو همراهش بودی و واقعا دوستش داری، بفهمی داره مادر میشه... و بفهمی یکبار نه که چندبار دیگه داری خاله میشی... اینقدر خوشحال بودم که یادم رفت بپرسم نی نی کوچولوی ما دختره یا پسر... از ذوق و خوشحالی تو خیابون لبخند میزدم... اگر کسی بهم
سلاماینجا هنوز سرده با این حال توی حیاطمون بعضی نهال هامون  شکوفه کردند. منظره قشنگیه. قشنگتر از اون برگه آزمایش تو دستمه و شکوفه ای که توی وجودم جوونه زده.خدایا آرامش امروز و هر روزم رو مدیون توام. از این که منو لایق دونستی بی نهایت متشکرم.
خداوندا اعتراف میکنم که شخصی گناهکارم.اعتراف میکنم که باقدرت خودویاکارهای نیکم نمیتوانم نجات بیابم ورستگارشومایمان دارم که عیسی مسیح توبه خاطر گناهان من برروی صلیب کشته شدی ،درقبرنهاده شدی وپس ازسه روز ازمردگان برخواستیایمان دارم که توزنده هستی واین اقتدارراداری که گناهان مراببخشی ومرا درپیشگاه خداپارسابشماریتقاضادارم مرابپذیری وطبق وعده ات زندگی نوینی به من ببخشیازینکه دعای مراشنیدی متشکرمآمین
از خداوند بزرگ تشکر می کنم که تا الان زنده ام.از متشکرم بخاطر تمام نعمت اش.از خداممنونم که به من عقل داده تا تحصیل کنم و اینده خودم زیبا کنم .البته باید از خودم تشکر کنم که توی این مدت تلاش کردم و حالا کلاس هفتم هستم .بهتریم معدل منم 19.87 بوده و امید وارم که خرداد بامعدل بیشتر قبول بشم.
دیشب چند نفری اومدن و خونه رو دیدن و رفتن ، همسر هم که تا 10.30 جلسه داشتن، موقع اومدن ، دکتر گفته بود که خانمتو ببر رستوران (بخاطر اینکه اجازه داده بودم شوهرم تا اونوقت بمونه سرکار. خخخخ) همسر هم زنگ زد، گفتم عزیزم من تازه حمام کردم . سرده دوباره سرما میخورم ، خلاصه که غذا گرفت و اومد . خوردیم و گوزل دیدیم و خوابیدیم . به همسر گفتم کارتن بیاره که کم کم اثاثیه رو جمع کنیم ، خدا کنه یادش بمونه. پنجشنبه جمعه ها برای ما بهترین روز برای وسیله جمع کردنه.خ
‍ «بسم‌الله الرحمن الرحیممردم شریف و غیور ایرانراهپیمایی حماسی یادمان یوم‌الله 22 بهمن، تجدید میثاق شما ملت بزرگ ایران با ارزش‌ها و آرمان‌های بلند انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، یک بار دیگر با درخششی متفاوت، روشنایی بخش دیدگان، امید دل‌ها و استحکام بخش قدم‌ها گردید. من متشکرم از حضور تمام مردم ایران به خصوص حضور پر شور مردم پاکدشت و فرون آباد برای شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن انشالله که همیشه سالم و تندرست باشیدارادتمندتان:سید اصغر می
برای هر چیزی زمان خاصی وجود داردبرای هر کاری در زیر آسمان آبی ,زمانی مشخص هستزمانی برای زاده شدن ,زمانی برای مردنزمانی برای کاشتن,زمانی برای ریشه کن ساختن زمانی برای گریستن ,زمانی برای خندیدنزمانی برای سکوت,زمانی برای سخن گفتن_____________________________________________________________________________________________________________زمانی برای وبلاگمان یک روز جلوتر  جشن تولد می گرفتیم و زمانی مثل امروز با تاخیر اعلام میداریم که ترقی دوساله شد آن هم فقط بخاطر اینکه از شما بزرگو
برای هر چیزی زمان خاصی وجود داردبرای هر کاری در زیر آسمان آبی ,زمانی مشخص هستزمانی برای زاده شدن ,زمانی برای مردنزمانی برای کاشتن,زمانی برای ریشه کن ساختن زمانی برای گریستن ,زمانی برای خندیدنزمانی برای سکوت,زمانی برای سخن گفتن_____________________________________________________________________________________________________________زمانی برای وبلاگمان جشن تولد می گرفتیم, آن هم یک روز جلوتر  و زمانی مثل امروز با تاخیر اعلام میداریم که ترقی دوساله شد آن هم فقط بخاطر اینکه از شما
بالاخره یک سال دیگه هم گذشت هم از عمر من هم از عمر وبلاگ و هر دو بزرگتر شدیم. خب خیلی اتفاقات افتاد خیلی چیزا یاد گرفتیم. پستی و بلندی زیاد بود. مدتی نمی نوشتم. درگیری های بیمارستانی، آشناییت های جدید، فشار های کاری و بیکاری همه دست به دست هم داده بودن و مجال نوشتن رو نمیدادند. اما خب الان همه چی رو به راهه.خوشحالم که الان پرانرژی هستم. نمیخوام این یک سال رو بهش فکر کنم میخوام یه جوری از ذهنم پاک بشه و مخصوصاً این چند ماه اخیر به همین دلیل چیزی
اوه!! از یک ماه هم بیشتر شد و باورم نمی شود اینهمه از آخرین پست وبلاگم گذشته باشد. ولی شما باور کنید که هر شب از چیزی ننوشتنم بسیار ناراحتم و در اندیشه فردایی با فراغت و تمرکز بیشتر به خواب می روم.امشب بعد از کلی کلنجار با شیطنت های مهراد و خواباندنش، خودم را رساندم اینجا که کوتاه بگویم زنده ام و روی نمودار سینوس ها زندگی می کنم .. روزهام رنگ های متفاوتی دارند و طعم های عجیبی که پیش تر نچشیده بودم. روزهای همسر و مادر و دانشجو بودن توامان روزها
اوه!! از یک ماه هم بیشتر شد و باورم نمی شود اینهمه از آخرین پست وبلاگم گذشته باشد. اما شما باور کنید که هر شب از چیزی ننوشتنم بسیار ناراحت و در اندیشه فردایی با فراغت و تمرکز بیشتر به خواب می روم.امشب بعد از کلی کلنجار با شیطنت های مهراد و خواباندنش، خودم را رساندم اینجا که کوتاه بگویم زنده ام و روی نمودار سینوس ها زندگی می کنم .. روزهام رنگ های متفاوتی دارند و طعم های عجیبی که پیش تر نچشیده بودم. روزهای همسر و مادر و دانشجو بودن توامان روزهای
1ـ شغل جدیدی که درموردش حرف زده
بودم تکلیفش نامعلومه و شرایطی پیش اومده که همه چی رو سخت کرده. فعلا چند نفر
گفتن برم پیششون برای کار اما نمی دونم باید چی کار کنم مخصوصا این که کسایی که
بهم پیشنهاد کار دادن محل کارشون با خونه خیلی فاصله داره و هر بار باید با کلی
دردسر برم و بیام. ولی خب نمی خوام همینطوری بیکار تو خونه بشینم و به غم و غصه ها
فکر کنم.
 
2ـ دو سه روزه که هرجا می
ریم آش می خوریم. یعنی واقعا از آش اشباع شدم! امشب هم رفتیم خونه ی عزیزجون
حتما شما هم مثل من چندتایی از این آدم‌ها را می‌شناسید که نظر همه را به خودشان جلب می‌کنند! آدم‌هایی که نمی‌‌توان کاریزمایشان را سنجید، اما همه با آنها احساس راحتی می‌کنند و جذب‌شان می‌شوند.آنها چطور این کار را می‌کنند؟ با موهبتی خدادادی متولد شده‌اند یا با مطالعه و تمرین فهمیده‌اند که چه چیزهایی روی دیگران بیشتر اثر دارد و آنها را در زندگی‌شان به کار می‌برند؟ احتمالا دومی درست است. به نظرم مهم‌ترین خصلت این آدم‌ها نوع برقراری ارت
 
  اهل کشور
انگلستان هستم و اسمم ونوسِ. در دانشگاه علوم پزشکی، مشغول تحصیل بودم و کاری هم،
به کار همکلاسی ها و تفریحاتشان نداشتم.
  یک روز، بعد از ترک کلاس و بی توجه به بگو مگوهای دانشجویان به طرف منزل در
حال حرکت بودم که صدای جوانی، رشته ی افکارم را پاره کرد:
- خانم ونوس! ببخشید. می توانم چند لحظه ای وقتتان را بگیرم. چند لحظه مکث کردم،
چشمانم در نگاهش خیره مانده. در یک لحظه چندین فکر به ذهنم رسید. بیش از این سکوت
را جایز ندانستم، گفتم: بفر
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید